اسكندر بيگ تركمان

788

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

سرحد واقع شود در دفع كوشيدن اولى است بنابر آن حكم قضا نفاذ بصدور پيوست كه جميع امراء آذربايجان با تفنگچيان خاصه كه در سال گذشته بتبريز فرستاده شده بود بايروان روند و بسركردگى امير كونه خان تا قراجه اردهان آخسقه و حدود ارز روم رفته در دفع مخالفان و تاخت و غارت آن ولايات و سوختن علفزارها و غلات دقيقه فرو گذاشت نكنند و دو هزار نفر از جلاليان را نيز مقرر داشتند كه بسردارى قراسعيد و آغا جدن بيرى بجنود قزلباش پيوسته در آن سفر همراه باشند و حسب الفرمان قضا جريان پير بوداقخان از تبريز و محمد خان زياد اغلى قاجار از فراباغ با ساير امراء عظام و جلاليان مذكور از مراغه بايروان جمع آمده لشكرى عظيم مرتب گشت و امير كونه خان چند روز بضيافت امراء عظام و ملازمان درگاه پرداخته بآئين شايسته متوجه مقصد گشتند مخالفان روميه و تاتار قوت مقابلهء آن سپاه در حيز قدرت خود نديده در قلعه‌ها خزيده پاى در دامن سلامت كشيدند و جيوش منصوره بولايت گرج در آمده آتش نهب و تاراج در آنولايت زدند و بسيارى از نساء و صبيان كفره گرج اسير نموده آن مملكت را از حيز انتفاع انداختند امير كونه خان شنيد كه جمعى از روميه در صحراى موش جمعيت نموده خيال دستبردى دارند با لشكر ايروان جدا شده به آن طرف رفت و سلك جمعيت ايشان را پراكنده ساخته قرين ظفر و نصرت معاودت فرموده و از جمله اسيران آنچه لياقت سركار خاصه شريفه داشت بر سبيل خمس مصحوب عليخان بيك جوانشير بدرگاه جهان پناه فرستادند شوكت و اقتدار سپاه قزلباش در حدود ارزروم و آنولايت بيشتر از پيشتر سمت ظهور يافته احدى از بيگلربيگيان و پاشايان روميه قدرت مقابله و مقاتله با سپاه منصور نيافته بمحاربه و مدافعه جرأت و دليرى خواستند كرد و امراء عظام كامياب و دوستكام عود نموده هر يك بمقر سلطنت خود شتافتند . ذكر توجه موكب نصرت نشان بصوب آذربايجان و فرستادن جلاليان با فوجى از عساكر فيروزى نشان بصوب كردستان و وقوع حالات آن زمان چون حضرت اعلى شاهى ظل اللهى چند گاه در دارالسلطنه اصفهان بمهمات ضرورى سلطنت پرداختند و هوا رو بگرمى آورده هنگام توجه ييلاقات شد رايات نصرت آيات بفيروزى و اقبال متوجه ييلاق فريدن شده چند روزى كه ييلاق مزبور مضرب خيام اقبال بود امراء عظام و اركان دولت را حكم شد كه با آغرق اردوى معلى از راه ييلاقات بآهستگى در حركت آمده و در چمن سلطانيه اقامت نمايند و خود با معدودى از ندماء و مقربان و خواص ملازمان سپاهى باصفهان عود نمود در چهار باغ بنشاط آب پاشان كه در ميانهء ملوك فرس رسم بوده و آنحضرت شكون گرفته‌اند سرور افزاى خلايق گرديدند و از راه كاشان بدار الموحدين قزوين رسيده تا چهل روز در دولتخانهء مباركهء آنجا عشرت پيرا بودند و در حينى كه اردوى آغرق و امراء عظام حسب الفرموده بچمن سلطانيه رسيده آن عرصه نزهت فزا منجم اقبال بود حضرت موكب معلى از دار الموحدين قزوين رسيده باردوى آغرق پيوستند و در آن چمن نزهت بخش سراپرده و بارگاه باوج مهر و ماه افراشتند . در خلال اين حال خير الدين نام چاوشى از چاوشان معتبر سلسله خواندگار همراه محمد